آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٧
اینکه روی این حقیقت را بپوشاند عناد و جحود میورزد و کافرماجرایی میکند.
مکرر گفتهایم که کفر واقعی همان است که ما امروز به آن «کافرماجرایی» میگوییم. هرکسی که به یک حقیقتی ایمان ندارد، نمیشود او را کافر گفت، چون بسا هست ایمان ندارد از باب اینکه اطلاع و خبر ندارد، دلیلش به او نرسیده است. چون نمیداند، تقصیری ندارد. او قاصر است نه کافر. کافر آن کسی است که کافرماجرایی میکند یعنی وقتی که در مقابل حقیقت واقع میشود، حس میکند، لمس میکند ولی میخواهد رویش را بپوشاند. اصلا کفر از کفْر است و کفْر یعنی پوشاندن. این آقای ولید بن مغیره را ریحانه قریش (گل قریش) میگفتند. قرآن در آیه دیگری نقل میکند که: لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْانُ عَلی رَجُلٍ مِنَ الْقَرْیتَینِ عَظیمٍ[١] . میگفتند اگر هم بنا بود قرآن بر یک
بشر نازل شود چرا بر تو مرد یتیم فقیر نازل شد؟ چرا به یکی از این دو شخصیتِ بزرگ در این دو شهر (شخصیت بزرگ مکه و شخصیت بزرگ طائف) نازل نشد؟ مقصودشان از شخصیت بزرگ مکه همین ولید بن مغیره بود. چرا شخصیت بزرگ بود؟ چون خیلی پول و ثروت داشت و خیلی قبیله داشت. قوّت و قدرت و جاه و پولش خیلی زیاد بود، پس شخصیت خیلی بزرگی بود. اگر یک پادشاهی از بیرون مکه وارد بشود خانه چه کسی را سراغ میگیرد؟ خانه آن بزرگترین شخصیتها، پولدارترین و زوردارترین افراد. او کیست؟ آقای ولید بن مغیره. در طائف چه کسی است؟ میگفتند عروة بن مسعود ثقفی. آیا مَلَک و فرشته خدا خانه ولید بن مغیره را بلد نبود، مردی به این ثروتمندی و پولداری، به این قوم و قبیلهداری؛ بلد نبود
[١] . زخرف / ٣١.