آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٣
قیامتی باشد و حساب و کتابی باشد. آن حس بیزاری و تنفّری که از اعتدال و از حساب و کتاب بودن و از حق بودن و به حقوق رسیدگی کردن پیدا کرده، او را وادار کرده که چنین حرفی بزند.
سؤال دوم این بود که قیامت کی هست؟ هر دو را قرآن جواب داد که این سؤالها در واقع بهانه جویی است. حال اینجا هم راجع به سؤال دوم عین همان را (بَلْ یریدُ الاِْنْسانُ لِیفْجُرَ اَمامَهُ) میفرماید: کلّا بَلْ تُحِبّونَ الْعاجِلَةَ. وَ تَذَرونَ الاْخِرَةَ. یعنی سخن مگو در این موضوعات، حقیقت در باره این انسان چیز دیگر است. ای انسانها! عمده این است که شما این نقد را دوست دارید و از آخرت اعراض دارید، بعد آن اعراض از آخرت خودتان را به صورت سؤالهای به اصطلاح منطقی و اشکال طرح میکنید.
دوگونه چهره در قیامت
بار دیگر راجع به وضع قیامت: مردم تقسیم میشوند، دو گونه هستند، دو گونه چهره در قیامت است: وُجوهٌ یوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ. اِلی رَبِّها ناظِرَةٌ. وَ وُجوهٌ یوْمَئِذٍ باسِرَةٌ. تَظُنُّ اَنْ یفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ. چهرهها در قیامت دو گونه است. مردم به دو گونه چهره تقسیم میشوند: چهرههایی در قیامت میبینی خرّم و ناضر. «ناضر» از نَضْرَه است. نَضْرَه یعنی خرّمی.
موجودهای زنده مثلاً گیاهها دو حالت دارند. اگر گیاهی از اول، بذرش سالم و در زمین مناسب باشد، آب و هوا و نور و حرارت به قدر کافی به آن رسیده باشد، برگهایش را که انسان نگاه میکند گویی به انسان دارد میخندد، خرّم است. «نضره» خرّمی است. در گیاه به آن شکل است، در حیوان هم در عالم حیوانیت خودش هست. یک اسب که شکمش سیر است، ناراحتی ندارد، آب و علفش مرتب و مهیا بوده، خورده و چاق شده، وقتی آدم به این اسب نگاه میکند، در چهره این