آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٧
نیست که بخواهند بکشند.
شعر معروفی هست که شعر خوبی است. اگرچه ممکن است کمی شکل عامیانه داشته باشد ولی معنی خیلی خوبی است؛ میگوید :
تکلّف[١] گر نباشد خوش توان زیست تعلّق گر نباشد خوش توان مُرد
چون این تعلّقات عُلقه و چنگ است.
بدترین جداییها
بدترین فراقها و جداییها، فراقها و جداییهای همین انسانهای بَلْ تُحِبّونَ الْعاجِلَة است، انسانهایی که دنیای نقد تمام فکر و ذکر و هوش و حواس و علاقه و تمایلات اینها را به خود منحصر کرده. نه خدایی، نه فردایی، نه قیامتی، نه انس با حقی، نه انس با پیغمبری، اصلا به آن طرف هیچ ارتباط و وابستگی ندارد. قرآن میگوید: وَ ظَنَّ اَنَّهُ الْفِراقُ. وَ الْتَفَّتِ السّاقُ بِالسّاقِ آنجا که دو تا ساقها ]یا[ ساقها در یکدیگر بپیچد. این را هم مفسرین دو جور گفتهاند. بعضی گفتهاند مقصود همان است که این پاها چون بیحیات و شُل میشود روی یکدیگر میافتد. جمله «اِلتَفَّتِ السّاقُ بِالسّاقِ» آن حالت را میگوید. ولی اکثر این معنا را گفتهاند ـ که به نظر من این معنا درست است ـ و آن این است: وقتی که دو کشتیگیر خیلی با یکدیگر درگیر میشوند و همدیگر را خاک میکنند این پاهایشان چنان در همدیگر پیچیده که آدم وقتی که نگاه میکند نمیفهمد این پا مال این است یا مال آن. این از این طرف فشار میآورد میخواهد آن را خاک کند، او از آن طرف فشار میآورد میخواهد این را خاک کند.
[١] . تكلف در زندگی، تجمل و اسراف و اينهمه مَبادی آداب هايی كه انسان دارد.