آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٢
جدایی روح از بدن و دوگانگی روح و بدن قابل توجیه نیست. مثلاً آن آیه که میفرماید: وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِاللهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقونَ. فَرِحینَ بِما اتیهُمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ یسْتَبْشِرونَ بِالَّذینَ لَمْ یلْحَقوا بِهِمْ...[١] گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدهاند مردگانند، زندگانند و مرزوق در نزد پروردگار؛ یعنی زندهاند و از عنایت پروردگار روزی میخورند. خوشحالند به فضلهایی که بعد از مردن از ناحیه خدا به آنها میرسد و در یک حالت انتظار به سر میبرند که دوستانشان که هنوز به آنها نرسیدهاند کی به آنها ملحق میشوند. آیا از این صریحتر انسان میتواند چیزی پیدا کند؟
یا آیاتی به این مضمون و نزدیک به این مضمون هست: اَلَّذینَ تَوَفّیهُمُ الْمَلائِکةُ ظالِمی اَنْفُسِهِمْ قالوا فیمَ کنْتُمْ قالوا کنّا مُسْتَضْعَفینَ فِی الاَْرْضِ قالوا اَلَمْ تَکنْ اَرْضُ اللهِ واسِعَةً فَتُهاجِروا فیها[٢] . یعنی کسانی که ملائکه الهی آنها را تَوَفّی میکنند (توفّی از ماده فوت نیست، از ماده وفا و استیفاست. توفّی یعنی تحویلِ کامل گرفتن)، کسانی که ملائکه الهی میآیند آنها را به تمام و کمال تحویل میگیرند (که همان معنی مردن است). بعد که اینها را تحویل گرفتند و از این دنیا رفتهاند ملائکه با اینها سخن میگویند؛ میگویند: شما در دنیا در چه وضعی به سر میبردید؟ استنطاقشان میکنند، بازپرسی میکنند. اینها برای اینکه عذری برای خودشان بتراشند میگویند: ما مردم بیچارهای بودیم؛ یعنی اگر میبینید ما عمل صالحی نداریم و کار بدی داریم علتش بیچارگی ما بود، دست ما به جایی نمیرسید، مستضعف بودیم و یک مردمانی بودیم که دستمان به خیر و حقیقت نمیرسید. میدانید که ما در کجاها زندگی میکردیم؟
[١] . آلعمران / ١٦٩ و ١٧٠.
[٢] . نساء / ٩٧.