آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٧
یعنی هر انسانی در گرو عمل خودش است ؛ هر کسی هست و عمل خودش، تمام سرنوشتش را همان عملش تعیین میکند. انسان در اختیار عمل خود است. اینجا تعبیر «رهن» و «گرو» دارد. معمولاً گرو را در جایی میگویند که انسان تعهدی دارد و برای اینکه تعهدش را انجام بدهد خودش را یا مالی از او را گرو نگه میدارند ؛ یعنی وظیفهای، مسئولیتی، عهدهای دارد که باید آن را انجام بدهد. انسان در گرو عمل صالح است یعنی انسان وظیفه و مسئولیت دارد که ایمانش ایمان پاک باشد و عملش عمل پاک. ایمان پاک و عمل پاک به انسان آزادی میدهد، انسان را از گرو آزاد میکند. ولی عمل بد، انسان را در قید و بند گرو نگه میدارد. پس هر کسی در گرو عمل خودش است، یعنی عملْ انسان را محدود میکند، به زندان میبرد، گرفتار میکند که آدم خودش اختیار خودش را ندارد. اگر انسان خانهای در گرو داشته باشد او دیگر خودش اختیار کامل این خانه را ندارد، در اختیار او نیست که این خانه را بفروشد یا هر تصرفی بکند. چون در گرو دیگری است، بدون اجازه آن دیگری و بدون رضای او نمیشود ]در آن تصرف کرد،[ مگر برود آن را از گرو بیرون بیاورد و آزاد کند. ولی آن خانهای که در گرو نیست آزاد است.
حالا اگر کسی خودش در گرو باشد این دیگر بدترین شکل گرو است که انسان خودش را گرو بدهد. قرآن میگوید که انسانها دو گروهند: بعضی در گرو کسبهای خودشان هستند، آنها که اعمالشان فقط اعمال سیئ و بد و گناه است؛ و گروه دیگری آزادند، عمل آنها به آنان آزادی میدهد، و آنها کسانی هستند که ایمانشان ایمان پاک است و عملشان صالح.