آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٦
فوقالعاده دقیق است. معمولاً انسانها عمل و کار را یک امر عَرَضی و زود گذر و خیلی سطحی میبینند: من من هستم، فلان کار را میکنم ]و تأثیری در من ندارد. [فلان کار خوب را میکنم، یک امر زود گذری است و رفته است. فلان کار بد را میکنم، یک امر زود گذر دیگری است، رفته و تمام شدهاست. ولی من هستم که از میان این کارها و اعمال خودم میگذرم و عبور میکنم. هیچ وقت انسان فکر نمیکند که هر عملی، هر کاری برای انسان کسب است یعنی چیزی را به دست آورده و چیزی بر او افزوده شده است. با کار، انسان چیزی میدهد و آن این است که انرژی مصرف میکند. انسان خیال میکند فقط مصرف میکند و چیزی نمیگیرد. ولی این از اصول معارف قرآن است که انسان با عمل خودش همیشه چیزی به دست میآورد.
این از مسائلی است که در فلسفه جدید بالخصوص ( در فلسفه قدیم هم کم و بیش مطرح بوده) و بویژه در عصر ما در این یک قرن اخیر خیلی بیشتر مطرح است که آن را «فلسفه عمل» مینامند. فلسفه عمل معانی متعددی دارد. آن اوج فلسفه عمل همین است که کار نقش سازندگی در انسان دارد یعنی انسان را کار او میسازد. هر نوع کاری که انسان انجام بدهد، به همان گونه ساخته میشود. یعنی کار یک امر زود گذر و بی اثر نیست. در هر کاری انسان چیزی به دست میآورد، حال یا خوب یا بد. آن که عمل صالح میکند با کار خود خودش را صالح میسازد و آن که عمل طالح میکند با عمل طالح خود خودش را طالح میکند. عمل نقش سازندگی دارد، انسان را مثل خودش میکند. عمل خوب آدم را خوب میکند، عمل بد آدم را بد میکند.
قرآن میفرماید هر انسانی به موجب آنچه کسب میکند یا با آنچه کسب میکند (یعنی همان عمل خودش) رهین است یعنی در گرو است،