آشنایی با قرآن ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٥
السَّماء[١] .ناراحتی خودش را به این شکل بیان میکند، میگوید: خدایا اگر این حق و حقیقت است سنگی از آسمان بفرست، مرا از بین ببر. خیلی عجیب است! نمیگوید: خدایا اگر حق و حقیقت است قلب من را رام کن برای اینکه حقیقت را بپذیرد؛ میگوید اگر آن حقیقت است من تاب این حقیقت را ندارم، مرا از بین ببر که چشمم به این حقیقت نیفتد. این دیگر نهایتْ درجه کفر و عناد است؛ و فرق نمیکند، میخواهد در لباس ظاهر اسلام باشد یا لباس دیگر، در هر لباسی که باشد حقیقتش این است.
عناد با علی (ع) یکی از علل حادثه کربلا
در موضوع «علل حادثه کربلا» بحثهایی از نظر تاریخی هست. قدرمسلّم این است که یکی از علل آن (نمیخواهم بگویم تمام علت این است) عنادی بود که این مردم با امیرالمؤمنین علی (ع) داشتند. عناد و دشمنیای که با علی (ع) داشتند یک عامل بود برای اینکه فرزندش حسین بن علی را شهید کنند، یعنی در درجه اول به یاری آن حضرت نیایند و در درجه بعد دشمنش که از آنها دعوت کند به سوی او بشتابند. آن احقاد و کینههایی که از بدر و اُحد و حُنین و جاهای دیگر داشتند در آن زمانهایی که پدرهای اینها همه کافر بودند و شمشیر به روی اسلام میکشیدند و علی (ع) در رأس آن مؤمنین قلیلی بود که از اسلام دفاع میکردند و چقدر از پدران اینها به دست علی (ع) به دَرَک واصل شدند، ]باعث شده بود که[ اینها بعدها هم که مسلمان شده بودند کینه علی را در دل داشتند. حتی عدهای میآمدند و میگفتند: یا علی ما قبول داریم که تو برای خلافت از همه شایستهتری و تو باید خلیفه بشوی، ولی تو نباید
[١] . انفال / ٣٢.