رساله علامه بزرگوار محمد دهدار در قضا و قدر - دهدار، محمد بن محمد - الصفحة ٧٢
كتب شامخ استدلالى عرفان است . چنان كه شيخ رئيس محيى حكمت مشاء در نمط نهم اشارات مقامات عارفين را به طريق بحث و استدلال حكيمانه عنوان كرده است , فخر رازى در شرح آن گويد( : ان هذا الباب اجل ما فى هذا الكتاب فانه رتب فيه علوم الصوفية ترتيبا ما سبقه اليه من قبله و لا لحقه من بعده) .
و نيز صدرالمتألهين در مرحله ششم امور عامه اسفار كه در علت و معلول است در آخر فصل بيست و ششم آن فرمود([ : [١] اياك و ان تظن بفطانتك البتراء ان مقاصد هولاء القوم من اكابر العرفاء و اصطلاحاتهم و كلماتهم المرموزة خالية عن البرهان . . . الخ]( .
تعليقه ١٥ يكى از مطالب شريف اين رساله اشارت به اين است كه برخى از مردم افعالى را كه به وفق مراد و طبق طبع و سليقه شان نمى يابند در آن جبرى اند كه اين از خدا است , و در آنچه مناسب با خواسته و ميل آنان است اختيارى اند و فعل خود دانند , ملاى رومى در دفتر اول مثنوى در اين باره گويد :
در هر آن كارى كه ميلستت بدان *** قدرت خود را همى بينى عيان
در هر آن كارى كه ميلت نيست و خواست *** اندر آن جبرى شود كاين از خدا است
([ چون روح انسانى را دو جهت است يكى به جانب روح القدس كه واسطه نزول فيض الهى است به او , و ديگرى به جانب
[١]ص ١٨٩ , ج ١ ط ١ .