رساله علامه بزرگوار محمد دهدار در قضا و قدر - دهدار، محمد بن محمد - الصفحة ٤٥
و نه اجزاى مقدارى و عددى كه در كم متصل و منفصل جارى است , و نه اجزاى ذهنى كه جنس و فصل است و اجزاى اعتبارى موجود ممكن به وجود و ماهيت است , و نه ديگر اجزاى موهوم و متصور مطلقا .
شيخ رئيس در فصل يازدهم نمط پنجم اشارات در بيان قاعده الواحد لا يصدر عنه الا واحد بحث كرده است و عنوان آن را تنبيه قرار داده است , خواجه در شرح آن فرمايد :
يريد بيان ان الواحد الحقيقى لا يوجب من حيث هو واحد الاشيا واحدا بالعدد و هذا الحكم قريب من الوضوح و لذلك و سم الفصل بالتنبيه و انما كثرت مدافعة الناس اياه لاغفالهم معنى الوحدة الحقيقية .
و ما به همين اندازه در عنوان و برهان اصل قاعده الواحد اكتفاء مى كنيم . بر اين قاعده متفرع كرده اند كه صادر نخستين عقل مجرد است كه بسيط عينى خارجى است و يكى از معانى بسيط در صحف آنان موجود مجرد ماوراى طبيعى است و اگر تركيبى در آن توهم شود بلحاظ ذهن است كه به اعتبار ذهن , آن را تركيبى از جنس و فصل خواهد بود چنان كه بسائط مادى مثلا الوان را , و يا به اين اعتبار كه( كل ممكن زوج تركيبى مركب من وجود و ماهية) و اين عقل كه صادر اول است , عقل كل و مبدأ سائر اشيا است به اين معنى كه اذا كان العقل كان الاشياء .
و جز عقل , ممكن نيست كه موجود ديگر صادر اول باشد , چه