رساله علامه بزرگوار محمد دهدار در قضا و قدر - دهدار، محمد بن محمد - الصفحة ١٧
ولو ردوا لعادوا لمانهوا عنه [١]
و امثال اين آيات همه خبر از محال و معدوم است و مقتضياتشان , و خبر از مخبر بدون علم محال .
اكنون از اين مقدمه ظاهر شد كه وجود ممكن , مسبوق است به علم الهى و بر طبق علم قديم ازلى وجود مى يابد و متخصص بخصوصياتش در وجود برطبق علم اجمالى مى شود و علم الهى متعين برطبق آن خصوصياتش مى شود عندالتفصيل .
پس تقدير عبارت است از تعين و تخصص علم الهى به خصوصيات وجود زيد مثلا قبل از وجود زيد , و تعيين و تخصيص علم تقديرى را معين و مخصص اسم فاعل از جانب معلوم با جميع خصوصياتش موجود به ايجاد خداى تعالى معلوماتش را بر طبق علمش .
و اين مقدمه را از روى دقت فكر و صفاى طبع و حضور و تأمل وافى بايد دريافت . از روى دقت بدين وجه كه بدانند علم خدا جل و على وصف است و احد و احدى التعلق است تعليقه ٩ و به يك فرد علم تمام كليات و جزئيات وجود ممكنات از ازل تا ابد مى داند و تعلق علم او به وجود ماهيات ممكنه مسمى است به علم اجمالى و قضا , و در اين مرتبه گفته اند كه : ما لم يوجد لم يتشخص اى . اى ما لم يوجد فى العلم لم يتشخص فى العين .
و تعلق علم الهى به جميع حالات و لوازم ماهيات و وجود
[١]سوره الانعام , آيه ٢٩ .