رساله علامه بزرگوار محمد دهدار در قضا و قدر - دهدار، محمد بن محمد - الصفحة ٦٠
مى نامد و معتزلى فعل و فى الحقيقه مناقشه لفظى است و الله اعلم]( .
فرقه اى بنام اشاعره گويند , وجود هيچ ممكنى در وجود شى ء ديگر مدخليت ندارد , نه بنحو اعداد و نه بنحو سبب و علت , و علت و معلول بودن بين موجودات را منكرند و گويند خداوند بعضى از اشيا را عقيب بعض ديگر ايجاد مى كند بدون اين كه وجود آن شى ء بطور وجوب از او ايجاد گردد چه قائل به اراده گزافى در مبدأ شده اند , و هرگاه به صورت مكرر از مبدأ عقيب چيزى ايجاد گردد آن را عادت ناميده اند , لذا انتاج مقدمتين مر نتيجه را به لزوم عقلى و استلزام وجوبى نمى دانند بلكه مى گويند به صرف توافى و مجرد معيت و تصاحب بين مقدمتين , عادت و سنت خدا جارى شده است كه نتيجه عقيب آن دو حاصل گردد با اينكه تخلف نتيجه از آن دو جائز و ممكن است , بمثل در نظر اين فرقه ممكن است حرارت عقيب يخ و برودت عقيب آتش پديد آيد ولى عادت خدا بر اين جارى شده است كه عقيب آن برودت و عقيب اين حرارت باشد .
فرقه اى ديگر بنام معتزله گويند , افعال ممكنات از ممكنات صادر است يا به مباشرت آنها اگر صدور افعال از آنها به توسط فعل ديگر نباشد , و يا به توليد است اگر به توسط فعل ديگر باشد لذا نتيجه قياس را فعل توليدى و معلول مقدمتين دانسته اند .
فاضل قوشچى در شرح تجريد گويد : ان المعتزله لما اسندوا افعال العباد اليهم ورأو فيها ترتبا , ورأو ايضا ان الفعل المرتب على الاخر يصدر عنهم و ان لم يقصدوا اليه اصلا فلم يمكنهم لهذا اسناد