رساله علامه بزرگوار محمد دهدار در قضا و قدر - دهدار، محمد بن محمد - الصفحة ٦٣
چون شرائط سمع بوقوع پيوست نفس ادراك مسموعات مى كند و هكذا در ادراكات ديگر , نه اين كه قوه باصره و سامعه مثلا به استقلال مولد ابصار و سمع باشند , و يا حصول ابصار و سمع عقيب شرايط به صرف توافى و مجرد معيت و تصاحب اتفاقى و عادت باشد .
قول قاطبه محققين نه تنها در قياس و نتيجه آن اين است , بلكه در مطلق افعال آدميان و غير آنان همين است همانطور كه گفته ايم رأى محققان نه نظر افراطى اشاعره است و نه قول تفريطى معتزله چنانكه گفته ايم هر يك از اين دو فريق با يك چشم احول مى نگرد . اشاعره با چشم راست احول و معتزله با چشم چپ احول , آن محقق كامل راسخ در علم است كه حق و حقايق را با دو چشم سالم راست بين مى بيند و در وسط عدل و صراط مستقيم است , نه افراطى است و نه تفريطى نه القاى اسباب و وسائط مى كند و نه در كثرت گم و از فاعل حقيقى غافل است , هم از حجاب كثرت درآمده است و هم آنها را مسخر و مظاهر و مجالى عالم امر يافته است چنانكه مقدمات فكرى و خود فكر و معلم و مطالعه و درس و بحث را امور اعدادى مى داند نه علل استقلالى , و افاضه صور علميه را پس از حصول معدات و استعداد از عالم قدس حكيم .
و قوله قدس سره : اكنون بدان كه اين خصوصيت را اشعرى كسب مى نامد و معتزلى فعل , فى الحقيقه مناقشة لفظى است الخ .
اشعرى قائل به حسن و قبح عقلى نيست و احكام فرعيه را مبتنى بر مصالح و مفاسد در موضوعات احكام نمى داند و قائل به