رساله علامه بزرگوار محمد دهدار در قضا و قدر - دهدار، محمد بن محمد - الصفحة ٥٥
شمس ظل آن نمودار شده است و پديد آمده است , ولى اسناد ظل به شمس بالعرض است , چه شمس بالذات مظل نيست , شمس به ديوار مى گويد هر چند تو روشنى ولكن اين روشنى در حقيقت از من است و من بدان اولى از توام , و ظل تو هر چند از طلوع من نمودار شده است ولكن تو به اين ظل , اولى از من هستى , نور حسنه است و ظلمت سيئه و ذاك انى اولى بحسناتك منك و انت اولى بسيئاتك منى , بايد انتساب را از تأثير و ايجاد تميز داد .
جبرى و تفويضى هر دو اعور احول اند , جبرى را عين يمناى حولاء است و تفويضى را عين يسراى حولاء آن به افراط رفته است و اين به تفريط . امت وسط ذوالعينين السليمتين است , نه افراطى است و نه تفريطى , بر صراط مستقيم است كه از اين حقيقت عدل در لسان سفراى وحى عليهم السلام به امر بين الامرين تعبير شد والامرين اشارت به جبر و تفويض است كه در دو جانب عدل قرار گرفته اند و امرى كه عدل است وراى آن دو است كه نه آن است و نه اين و چون عدل وسط است پس امرى بين آن دو امر است چنانكه هر عدل چنين است مثلا شجاعت امرى بين دو امر است چنانكه هر عدل چنين است مثلا شجاعت امرى بين دو امر جبن و تهور است و كذلك جعلناكم امة وسطا [١] اليمين و الشمال مضلة و الطريق الوسطى هى الجادة . [٢]
تعليقه ٧ قدر به سكون دال مطلق اندازه است و به فتح آن اندازه معين و مخلوق بر قدر به معنى دوم است انا كل شى ء خلقناه
[١]سوره بقره , آيه ١٤٤ .
[٢]نهج البلاغه , خطبه ١٦ .