رساله علامه بزرگوار محمد دهدار در قضا و قدر - دهدار، محمد بن محمد - الصفحة ١٩
مقدمه ديگر
بدان كه جميع جواهر و اعراض و معانى و نسب و اضافات و لوازم و خصوصيات و اختصاصات و فعل و انفعال به معنى مصدرى كه كردن است و هر چه او را معلوم توان فرا گرفت و عقل ادراك آن توان كرد ولو فرضا اين تمام به ايجاد خدا موجود مى شوند و وجود اينها در هر ظرف كه فرض كنند از خداست تعالى شأنه و تشخص خاص آن از مباشر قريب مثلا اجزاى اطريفل تعليقه ١١ كه هليله و بليله و آمله است و تركيب آن و امتزاج و هيأت اجتماعى و مزاج و خاصيت و جميع آنچه تعلق به وجود معجون اطريفل داشته باشد حتى نام اطريفل تمام وجودشان از خداست و حكيم نيز كه سازنده آن است , همين حكم دارد . و فعل ساختن كه به حكيم منسوب است و تشخصات خصوصيات خاصيت مثل خصوصيت تعلق كه بعد از حصول اطريفل تشخص خاصيت آن اطريفل را كه ديگر اطريفلات را نيست و خصوصيت اين تشخص از حكيم است و وجود اين تشخص از خدا است و فعل ناشى از اختيار حكيم همين تشخص خاص