رساله علامه بزرگوار محمد دهدار در قضا و قدر - دهدار، محمد بن محمد - الصفحة ٦٨
دليل است با دليل مى جنگد و مى گويد :
پاى استدلاليان چوبين بود *** پاى چوبين سخت بى تمكين بود
نتيجه اين كه , پاى استدلاليان سخت بى تمكين بود . عدم اعتماد بر علوم عقليه را بايد با دليل قبول كرد و يا بى دليل ؟ اگر با دليل است دليل خود فلسفه و معقول است و اگر بى دليل است نامعقول است و اعتماد را نشايد .
و همچنين نظير مناظره مذكور مشاجره اصحاب علوم نقليه با ارباب علوم عقليه و حقائق عرفانيه است و امر بين الامرين نظر انسان در مسير عدل و وسط است چه وى را نظرى ارفع از اين جمود يك جانبه است .
اگر چه هيچ دانشى به پايه بلندى و گرانقدرى و ارزشمندى عرفان نيست و آن كس كه عرفان بالله ندارد نه دنيا دارد و نه آخرت , ولى همچنان كه عارف به فلسفى مى گويد حق تعالى را بايد با هر دو ديده نگريست , حق اين است كه معارف و علوم را بايد با هر دو چشم نگاه كرد زيرا كه بشر نمى تواند از منطق و برهان بى نياز باشد , و چه بسا مطالب حقه كه در كتب و رسائل راسخين در فن فلسفه مى يابيم كه با متن صريح معارف عرفانى موافق و معاضد يكديگرند , و بالاخره اگر عارف بخواهد يكى از مطالب فلسفى را رد كند بايد با دليل رد كند و دليل خود فلسفه است , مبناى پيشرفت عقل و هشدارى بشر به احتجاج و استدلال است كه به سه قسم برهان و خطابه و جدال