در بارگاه نور - حسین انصاریان - الصفحة ٨٦ - وقوف در عرفات

براي طلوع خورشيد معرفت به حضرت رب از مشرق هستي انسان و دل کندن از غير، و بسته شدن به بند عشق يار و درک اين معنا که عاقبت آنچه در تصرف انسان است به يک لحظه از دست مي رود و در آن لحظه از زن و فرزند و مال و منال و آنچه در اختيار است، براي هميشه خبري بر جاي نمي ماند و تنها و تنها معيت با حضرت يار است که ابدي و دائمي و براي هميشه و همه جا، چه در دنيا و چه در آخرت، براي انسان کار ساز است.

در آن سرزمين است که آدمي به حقيقت و واقعيت; الهي وربّي من لي غيرک... واقف و عارف مي شود و دل و جان، از آن پس در اختيار او مي گذارد و غروب آن روز با درک و شعوري به غير درک و شعوري که داشته، آماده کوچيدن به مشعر مي شود، تا با معرفتي بالا و عرفاني اصولي و شناختي اساسي وارد مشعر شود و آن شب که شب درک و شعور ديگر است، براي او شب عيد باشد! شبي که به وصال و لقاء نزديک مي شود و آماده به دست آوردن رحمت خاص محبوب و پاک شدن باطن از کدورتها و تاريکيهاست.

٣ ـ آنان که موفق بهوقوف در عرفات مي شوند، چه نيکوست در آن چند ساعت محدود که شروعش اول ظهر