در بارگاه نور - حسین انصاریان - الصفحة ٦٧ - نماز طواف
است. اينگونه انگيزه ها و مبادي عالي انساني، چون مبتلا به بندها و جاذبه هاي غرايز مادي است، مي کوشد تا خود را از اين بند برهاند و به کمالات شايسته خود برساند; از اين رو انسان همين که امام را با ابتلائات معنوي و اتمام کلماتش شناخت، شيفته او مي شود و مي خواهد در ولايت او درآيد.
" وَ إِذِ ابْتَلي إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِکَلِمات فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُکَ لِلنّاسِ إِماماً قالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظّالِمِينَ"[١]
مي بينيد که ستمگر از اين حريم خارج است و بزرگترين ستم بر نفس جلوگيري از شناخت امام و پيشوا است و آن کس که خود را در حريم بينايي قرار ندهد ستمگر و متجاوز است. در هر صورت چون خود امام و ابتلائاتش و اتمام کلماتش به صورت ظاهر و وجود ندارد، صورتي از ولايت امام همين خانه است که بنا و مناسک و آداب آن معناي امامت ابراهيم را تصوير و تجسيم مي نمايد; چنان تصويري که نه زيان فکري و اعتقادي و راهزني مجسمه را دارد، نه
[١] بقره: ١٢٤