در بارگاه نور - حسین انصاریان - الصفحة ٢٢ - احرام
و از آن جهت که عبد بايد عمل حج را همراه با يک سلسله رياضت هاي شرعي و پاره اي از محروميت ها نسبت به امور مباح و آزاد انجام دهد ، تا اين برنامه الهي به صورتي که خواسته اند انجام گيرد و اين رياضتها و ممنوعيت ها مقدمه اي براي تحقّق يک سلسله واقعيات ، تا آخر عمر گردد . احرام تا پايان عمل ، چه در عمره و چه در حج ، مدخل و پيش در آمد قرارگرفته ، و به عبارت ديگر در ورود به ساختمان معنوي مناسک ، و کانال قرارگرفتن در اعمال حج ، و روزنه اي باز به سوي رحمت خاصه حضرت حق است ، که بي احرام ، حج صورت نمي گيرد و بدون قرارگرفتن در عرصه رياضت ها و ممنوعيت ها ، نفس سرکش از سرکشي نمي افتد و عبادت با کارگرداني طاغوت نفس ، عبادت نخواهد بود .
احرام براي درهم کوبيدن قدرت طاغوت دروني و بستن دست و پاي شيطان باطني است ، که ابتدا بايد به عرصه گاه پاکي از وسوسه ها وشيطنت ها و حيله گري ها و رهايي از هواي نفس وارد شد سپس به انجام مناسک برخاست ، که سگ نفس جز با احرام حقيقي ، از هاري علاج نمي شود ، و خر مرده دنيا و جيفه بدبوي ماديت را رها نمي کند .