در بارگاه نور - حسین انصاریان - الصفحة ١٤٣

زبانها و افتادن هر گروهي پي ائمه خودشان و نظر به شفاعت او داشتن ، حکايت محشر را يادآورد ، اينجا کمال تضرّع و الحاح را بنمايد تا آنجا مبتلا نشود ، و ظنّ بسيار قوي داشته باشد بر حصول مراداتش ؛ زيرا که روز شريف و موقف عظيم و نفوس مجتمع و قلوب به سوي الهي منقطع و دست هاي اوليا و غيرهم به سوي او ـ جل شأنه ـ بلند شده و گردنها به سوي او کشيده و چشم ها از خوف او گريان و بندها از ترس او لرزان و روز روز عطيه و احسان و ابدال و اوتاد در محضر حاضر و بناي حتمي سلطان بر بخشش و انعام و همچنين روز خلعت پوشي صدر اعظم دولت عليه ولي امر ـ عجل الله تعالي فرجه و سهل مخرجه ـ است .

در چنين روزي استبعاد ندارد حصول فيض به اعلي مدارجه بالنسبه به کافه ناس و خلايق ، آيا گمان به خالق خود داري که سعي تو را ضايع گرداند با اين که منقطع شده اي از اهل و اولاد و وطن ، آيا به غربت تو رحم نمي کند ؟ !

در اين مسأله چه حديث عجيبي وارد شده :

من أعظم الذنوب أن يحضر العرفات ويظنّ أنه لا يغفر له