در بارگاه نور - حسین انصاریان - الصفحة ١٠١ - مشعر الحرام

عبادت و مناجات و اقامت و کوچ ؛ همچون روز ولادت از مادر ، از گناهان به در آمده و در خود لياقت ورود به حرم و حريم محبوب و معشوق را ايجاد کرده و آماده افتادن در آغوش رحمت دوست شده است .

چون از عرفات به مشعر مي رسد ، ناگهان حالي غير از آنچه در عرفات داشت به او دست مي دهد و خود را سبک و با نشاط و در حال انبساط مي بيند . خوشحالي خاصي در باطن احساس مي کند . محبوب را در کنار خود مي بيند . نسيم لطف و رحمتش را حسّ مي نمايد . درون را خالي از دغدغه ، اضطراب ، نا امني و تاريکي مي بيند . ملاحظه مي کند وجد خاصي براي او آمده است . دريافت اينهمه لطف و محبّت و عنايت و رحمت ، که از جانب دوست در آن موقف نصيب او شده ، باعث گشته که آن سرزمين را مشعر الحرام بنامند و وقوف در آن را براي توجه به اين حقايق ، که عطايي از جانب حق به عبد است ، واجب اعلام کنند .

٣ ـ از وظايف زائر جمع کردن سنگ ريزه از سرزمين مشعر براي رمي جمرات است .

جمرات نشاني و علامتي از ميدان نبرد واقعي انسان با شياطين جنّي و انسي است .