در بارگاه نور - حسین انصاریان - الصفحة ٩٧ - وقوف در عرفات
و در تشنگي سيرابم کردي و از خواري عزّتم دادي و در ناداني معرفتم بخشيدي و در تنهايي افزونيم دادي و از غربتم در آوردي و از فقرم به توانگري بردي و در کمک خواهي ياريم نمودي ، اين همه عنايت و لطف را تو آغاز کردي پس حمد و شکر فقط و فقط براي وجود مقدس تو است .
٦ ـ چون آفتاب روز عرفه به لحظه غروب برسد ، بايد خيمه ها را سرنگون کرد و بار و بنه مختصر را به هم پيچيد و سفره نچيده را برچيد و باروحي سبک بار و قلبي سبک بال و وجودي پيچيده به غفران و رحمت ، به طرف مشعر الحرام حرکت کرد .
اين اقامت کوتاه و اين استقرار چند ساعته ، نشان اقامت کوتاه در حيات دنيا و علامت مسافر بودن انسان در اين خانه محدود است که بايد بساطي ساده گستراند تا روز جمع کردن آن دچار مضيقه و رنج و فشار و زحمت نباشي و براي دل کندن از آن سهل و آسان و راحت بگذراني . اکنون به سوي مشعر حرکت کن که حکمت اين حرکت و فلسفه اين سفر جز توجه به آسان گذراندن زندگي ، که جز با تقوا و طاعت ميسّر نيست برنامه ديگر ندارد .
٧ ـ در قديم سرزمين عرفات سرزمين خشک و خالي از