در بارگاه نور - حسین انصاریان - الصفحة ٧٠ - سعي صفا و مروه
از جانب حق به مقام اصطفا رسيد، به اين
قطعه از کوه
هبوط کرد. نام اين کوه به مناسبت مقام آدم،
صفا ناميده شد و چون حوا که مقام زينت و مرأة بودن داشت،
به آن کوه ديگر هبوط کرد، نام آن کوه مروه گذاشته
شد.[١]
چون ابراهيم هاجر و اسماعيل را در آن وادي لم يزرع در حول و حوش حرم و جايگاه خانه قرار داد و خود به شام بازگشت، کودک شيرخواره به تشنگي سختي مبتلا شد، هاجر که در ميان زنان زمان نمونه ايمان و اخلاص و فداکاري و تسليم به حق بود، براي نجات طفل، نه تنها به خاطر مهرمادري بلکه براي خدا، بر کوه صفا ايستاد و فرياد زد: آيا در اينجا انيس و مونس هست؟ چون جوابي نشنيد به کوه مروه رفت و به همان صورت داد خواهي نمود و بي جواب ماند. اين برنامه را هفت بار تکرار کرد، در اين وقت امين وحي در برابر او ظاهر شد و گفت:
کيستي؟
جواب داد:
مادرِ فرزند ابراهيم.
امين الهي به او گفت:
[١] بحار، ج٩٩، ص٢٣٣