سقيفه; زمينه ها، معيارها و پيامدها - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٤
حكومت دو رئيسى بود، فرمود: آنان به حكم گفتار پيامبر از تصدّى اين مقام محروم هستند، زيرا پيامبر درباره انصار سفارش فرموده كه به نيكوكاران آنان نيكى كنيم و از گناه و تقصير بدكاران آنها درگذريم.[١] اگر بنا بود انصار مقام زمامدارى را اشغال كنند، هرگز جا نداشت، پيامبر درباره آنان چنين سفارشى كند، زيرا همواره توصيه و سفارش درباره كسانى انجام مى گيرد كه تحت رهبرى ديگران باشند.
سپس على(عليه السلام) فرمود: منطق قريش در دعوت به خويش چه بود؟ وى گفت: آنان مى گفتند پيامبر اسلام در خاندان ماست و همگى شاخه هاى يك درخت ( قريش ) هستيم. امام(عليه السلام) در پاسخ گفتار انان فرمود: آنان درخت را گرفته و ميوه آن را كه خاندان پيامبر است، ضايع نموده اند.[٢]
و اگر آنان، از اين نظر كه با شجره وجود رسول خدا پيوند دارند، خود را شايسته مقام خلافت مى دانند، خويشاوندان و فرزندان آن حضرت به خلافت و امامت، از آنها سزاوارترند، زيرا آنان، ميوه شجره رسالت هستند.
ابن ابى الحديد مى گويد: امام پس از اين گفتگوى كوتاه، دو
[١] رجوع كنيد به: ابن عبدربه، عقدالفريد، ج٤،ص ٢٥٩.
[٢] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج١٨، ص ٤١٦.