سقيفه; زمينه ها، معيارها و پيامدها - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٦
كند و نامى از خود ببرد، رو به آنان كرد و گفت: برخيزيد و زمام امور را به دست بگيريد. يعنى زمامدارى و رهبرى شخص من مطرح نيست و زمامدار واقعى خود شما هستيد و من مجرى نظرات شما هستم. و اگر غير از من ديگرى را براى اين كار شايسته تر ديديد، او را انتخاب كنيد.[١]
دقت در سخنان سعد، مى رساند كه او به دنبال اين بود كه فردى از انصار، زمام امور را به دست گيرد، چون اسلام به وسيله آنها گسترس پيدا كرد آيا ملاك در گزينش همان است كه او بر آن تكيه كرد، يا ملاك در گزينش، ايمان بالا و تدبير برتر و آگاهى از اصول و فروع است.
سخنان سعد بن عباده به پايان رسيد و جا داشت كه او مردم را تحريك كند كه برخيزند تا فردى از انصار را برگزيند ولى او سكوت كرد و همين سبب شد كه ابوبكر برخيزد و رشته سخن را به دست گيرد و بسان سعد بر معيارهاى جاهلى تكيه كند و بگويد چون پيامبر از قريش بوده، حتماً بايد خليفه از قريش باشد، نه از انصار، و اگر فردى لايق تر در جانب مخالف باشد، او حاضر به پذيرش وى نيست.
اينك متن سخنرانى او:
[١] تاريخ طبرى، ج٣، ص ٢١٨