سقيفه; زمينه ها، معيارها و پيامدها - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٦
امضاء نموده اند هر چند به زبان نياورده اند. اصولاً زندگى اجتماعى بدون يك اتفاق نظر ممكن نيست واين جزء لوازم زندگى اجتماعى مى باشد و كسى كه به زندگى اجتماعى تن دهد لوازم آن را هم بايد بپذيرد. بنابراين آن اقليت به حكم اين كه زندگى اجتماعى را پذيرفته است بايد به رأى اكثريت تن دهد در غير اين صورت يا بايد اقليت بر اكثريت حكومت كند و يا اين كه جامعه بدون حكومت، باشد و هيچ يك از اين دو قابل پذيرش نيست.
بنابراين اشكالى ندارد اقليتى در جمهورى اسلامى زندگى كنند و در عين حال در كسب و كارشان آزاد باشند. اگر گفته شود جزيه و ماليات گرفتن از آنها يك نوع تحقير و تحميل و تجاوز به حقوق است. در پاسخ گفته مى شود فرقى بين مسلمانها و اهل كتاب نيست و لكن مسلمانها به عنوان زكات و خمس و مسيحيان به عنوان جزيه، ماليات پرداخت مى كنند; حتى مالياتى كه مسلمان ها به دولت اسلامى مى دهند بيش از مالياتى است كه اقليت هاى مذهبى تحت عنوان جزيه به دولت اسلامى مى پردازند.
غربى ها در رسانه هاى خود معترفند اقليت ها در دولت هاى اسلامى در كمال رفاه هستند; برخلاف اقليت مسلمان در دولت هاى كافر كه در نهايت فشار و سختى مى باشند. و مؤيد اين مطلب فرمايش اميرمؤمنان(عليه السلام)است كه چون شنيدند سپاهى از