سقيفه; زمينه ها، معيارها و پيامدها - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٤
آنان، روشن سازم. فرمود:
«اى گروه انصار! چرا از مختصر مالى كه به قريش دادم تا
آن ها در اسلام استوار گردند، و شما را به اسلام خود واگذار نمودم، دل گير شديد؟ آيا راضى نيستيد كه ديگران شتر
و گوسفند ببرند و شما پيامبر را همراه خود ببريد؟ به خدا سوگند اگر همه مردم به راهى بروند و انصار به راه ديگر،
من راه انصار را انتخاب مى كنم سپس براى انصار و فرزندان انصار، طلب رحمت كرد. سخنان پيامبر آن چنان عواطف انصار را تحريك كرد كه همگى گريه كنان گفتند: اى رسول خدا! ما به قسمت خود راضى هستيم و كوچك ترين گله اى نداريم».[١]
٣. پيامبر(صلى الله عليه وآله)در آخرين روزهاى زندگى تصميم گرفت سپاه عظيمى را به فرماندهى اسامة بن زيد به سمت روم روانه سازد و بزرگان مهاجر را در اين سپاه سازماندهى كرد و حتى ابوبكر و عمر و ابوعبيده و سعد بن ابى وقاص، را در اين سپاه جاى داد و با دست خود پرچمى بست و به دست اسامه داد و گفت: به نام خدا جهاد كن و در راه خدا پيش برو و با كافران بجنگ، سپس پرچم را به دست «بُرَيده» داد و قرار شد در اردوگاهى به نام «جرف» گرد آيند و
[١] سيره ابن هشام، ج٤، ص ٤٣ـ ١٤٤.