سقيفه; زمينه ها، معيارها و پيامدها - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٣
نافرمانى برخى از ياران در روايات
از آيات قرآنى بگذريم در روايات نيز آمده است كه رفتار ياران او با پيامبر حاكى از آن است كه گاهى در برخى از مسائل با او درگير شده و كاملاً مخالفت مى كردند.
١. در صلح حديبيه كه پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله) به امر الهى با مشركان، صلح نمود و آينده ثابت كرد كه چنين صلحى صد درصد به نفع مسلمانان بوده، تا آنجا كه دو سال نگذشت كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) دژ شرك يعنى مكّه را فتح كرد ولى با اين همه، گروهى اين كار پيامبر(صلى الله عليه وآله) را ناستوده دانستند حتى عمر بن خطاب گفت:«لا نُعطى الدنيّة فى ديننا» ( ما در دين خود، خوارى را نمى پذيريم ) .[١]
پس از مذاكرات ابوبكر، او ساكت شد.
٢. در تقسيم غنائم هوازن، انصار به پيامبر اعتراض كردند اينك به صورت گسترده به آن اشاره مى شود:
پيامبر(صلى الله عليه وآله) در تقسيم غنائم هوازن به افرادى كه تا ديروز
از سران شرك بودند، سهم بيشترى داد، و اين مطلب، براى
انصار بسيار گران آمد سعد بن عباده، به نمايندگى از طرف
انصار، پيام گلايه آميز آنان را به حضور پيامبر رساند. پيامبر
فرمود: آنها را در جايى گرد هم آوريد تا من حقيقت را براى
[١] طبقات كبرى، ج٣، ص ١٥٣.