سقيفه; زمينه ها، معيارها و پيامدها - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٣
قتلتم سعد بن عباده، عمر در پاسخ گفت: قتل الله سعد بن عباده، در همين حالت فرزند سعد به نام قيس كه به قهرمانى معروف بود يقه عمر بن خطاب را گرفت و تنش عجيبى بين اين دو پديد آمد كه با هشيارى ابوبكر، پايان يافت، زيرا ابوبكر احساس كرد كه اكنون، هنگام انتقام نيست، لذا به رفيق خود خطاب كرد: على رِسْلك ( آرام باش ) .[١]
اين نوع گزينش به قدرى دور از منطق خرد و شرع بود كه عمر بن خطاب بعدها آن را يك نوع لغزش خواند گفت:
«والله ما كانت بيعة ابى بكر الاّ فلتة وقى الله شرّها و من بايع رجلاً من غير مشورة المسلمين لا بيعة له».
«به خدا سوگند بيعت ابوبكر و انتخاب وى براى خلافت، يك كار نابهنگام و نادرست بود هر گاه كسى بدون مشورت مسلمانان با كسى بيعت كند، بيعت او ارزشى ندارد».[٢]
ارزيابى بيعت سقيفه از ديدگاه اميرمؤمنان(عليه السلام)
هنوز هواداران خليفه مشغول گردآورى رأى بودند كه گزارشگرى به خانه على آمد و جريان سقيفه را بازگو كرد. على(عليه السلام)فرمود: انصار در سقيفه چه گفتند؟ او در پاسخ گفت: برنامه آنان
[١] البداية و النهايه، ج١٢، ص ٣٨٧; سيره حلبى، ج٣، ص ٤٩٠.
[٢] سيره ابن هشام، ج٢، ص ٦٥٨; تاريخ طبرى، ج٣، ص ٢٠٥.