سقيفه; زمينه ها، معيارها و پيامدها - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٢
٥. ابن عبدالبرّ و «الاستيعاب»
ابو عَمرو يوسف بن عبدالله بن محمّد بن عبدالبرّ (٣٦٨ ـ ٤٦٣ هـ) در كتاب ارزشمندش «الاستيعاب فى معرفة الاصحاب» با ذكر سلسله سندى[١] مى گويد:
هنگامى كه مردم با ابو بكر بيعت مى كردند على و زبير به حضور فاطمه آمده و در اين باره با او به شور نشستند، و از انجام بيعت خوددارى نمودند. اين خبر به عمر رسيد و او به آنجا آمد و گفت: اى دخت رسول خدا هيچ كس نزد ما گرامى تر از پدرت نبود و پس از او هيچ كس گرامى تر از تو در نزد ما نيست. خبر يافته ام كه اين چند تن در خانه تواند. اگر اين خبر راست باشد هر آينه چنين و چنان خواهم كرد. سپس بيرون آمد.
فاطمه به آنها گفت: عمر بدينجا آمده و سوگند خورده كه اگر ديگر بار اينجاگرد آييد چنين و چنان خواهد كرد و سوگند به خدا كه او به سوگندش عمل خواهد نمود .[٢]
«ابن عبدالبر» ديگر در اينجا صراحت سخن عمر را ياد آور
[١] سلسله سند آن بدين ترتيب است: حدثنا محمّد بن احمد حدثنا محمّد بن ايوب حدثنا احمد بن عمرو بزّاز حدثنا احمد بن يحيى حدثنا محمّد بن نسير حدثنا عبدالله بن عمر عن زيد بن اسلم عن أبيه
[٢] استيعاب: ٣ / ٩٧٥، تحقيق على محمّد بجاوى، چاپ قاهره