سقيفه; زمينه ها، معيارها و پيامدها - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤
گاهى تصور مى شود كه اين آيه دليل بر گزينش خليفه از
طريق مشورت است، در حالى كه در آن كوچكترين دليلى نيست، زيرا واژه «و أمرهم» يعنى اضافه «امر» به سوى ضمير «هم» كه
اشاره به مؤمنان است حكايت از آن مى كند كه مقصود مشورت در امور مربوط به آنان است، ولى آيا جانشينى پيامبر از، امور
مربوط به مؤمنان است يا مربوط به خدا و پيامبر است. آيه
از اين مسأله ساكت است و به تعبير ديگر، حكم موضوع خودش
را ثابت نمى كند. آيه مى گويد: در امور مربوط به خود، مشورت
كنيد و امّا آيا فلان موضوع، ( جانشينى ) از امور مربوط به
آنهاست يا به مقام برتر مربوط مى شود؟ آيه از آن ساكت
است .
گواه روشن بر اين كه امور در آن روز به دو صورت بوده اين كه، اگر پيامبر(صلى الله عليه وآله) حكمى را صادر مى كرد، برخى سؤال مى كردند
كه آيا اين يك حكم الهى است كه قابل اظهار نظر نباشد يا مربوط
به چگونگى تطبيق قانون الهى است كه بتوان در آن اظهار نظر
كرد؟!
در كنزالعمال از سعيد بن مسيّب از اميرمؤمنان(عليه السلام)، روايت شده است كه آن حضرت فرمود:
«قلت يا رسول الله! الأمر ينزل بنا ولم ينزل فيه قرآن