سقيفه; زمينه ها، معيارها و پيامدها - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢
چيزى كه مى تواند آن را دربرگيرد، مشورت در كليه امور عادى است كه در رديف مسائل نظامى باشد. نه در امور برتر از
امور عادى، مانند امامت و خلافت، كه جانشينى از پيامبر خاتم است، و خليفه بايد كليه مسئوليتهاى پيامبر ـ جز وحى ـ را برعهده بگيرد.
ثالثاً: مشورت پيامبر(صلى الله عليه وآله)، براى كسب آگاهى نبوده بلكه براى احياى شخصيّت بزرگان قوم بوده، كه از طريق مشورت، همدلى پيدا كنند و در جنگ، مجدّانه شركت نمايند، زيرا علم و آگاهى پيامبر(صلى الله عليه وآله) بالاتر از آن است كه در اين مسائل به امّت خود نيازمند باشد، آنجا كه مى فرمايد:
(وَ عَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كَانَ فَضْلُ اللهِ عَلَيْكَ عَظِيًما).[١]
«آنچه را كه نمى دانستى به تو آموخت، لطف خدا بر تو بسيار بزرگ است».
و مقصود از كلمه (فضل الله)در آيه كه آن را عظيم شمرده به قرينه ( مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ)، علم و دانش اوست.
گواه بر اين كه مشورت پيامبر، براى كسب آگاهى نبوده اين است كه سران قوم، احياناً به پيامبر(صلى الله عليه وآله)اعتراض مى كردند كه چرا با
١. نساء/١١٣.