سقيفه; زمينه ها، معيارها و پيامدها - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٩
راه خدا مى كوشيد و در كار خدا مى جوشيد. نزديك به رسول
خدا، سرورى از دوستان خدا، پيوسته پر تلاش، پايدار، اندرزگوى، استوار، در راه خدا بى پروا از سرزنش ملامتگر بود. اما شماها
در آن روزگار در كمال سر خوشى زندگى را گذرانديد و آرام
و در امان زيستيد و چشم به ره و گوش به خبر مانديد كه كى
چرخ روزگار بر خلاف، گردش را بياغازد. به گاه جدال گريزان بوديد و در آوردگاه ها رو به پشت شتابان، تا اينكه خداوند
خانه پيامبران و منزلگاه برگزيدگان را براى پيامبرش برگزيد. خارهاى دوروئيتان از اندرونتان سر برون زد. لباس دين فرسوده و خموشى گمراهان به گويايى بدل گرديده و فرومايگان منزلت يافتند.
شيطان از مخفى گاه سر برون آورد و آوايتان زد و ديد كه شما ندايش را پاسخگوييد و مهياى فريب خوردن اوييد. بر آن شد از جا برانگيزدتان، و ديد كه سبكبار به پا خاستيد و گرفتارتان كند (شما را به خشم آورد) ديد زود شعله ور مى شويد. پس شما بر اشترى داغ نهاديد كه از آنتان نبود و بر آبشخورى وارد آمديد كه هيچ سهمى از آن نداشتيد. در حاليكه چندى از مرگ پيامبرتان نگذشته آتش سينه ما خاموش نگشته و پيامبر به خاك نرفته بود. براى توجيه كار خود گفتيد، از فتنه هراسمان بود. «بدانيد كه اينك به