سقيفه; زمينه ها، معيارها و پيامدها - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٠
آن است كه حرمت فاطمه زهرا هتك گرديد تا جايى كه به مزار پدرش پناه برد و گفت:
ـ چه باك است كسى را كه خاك مزار احمد بوئيده، ديگر در تمام عمر هيچ بوى خوشى را نبويد.
ـ مصيبت هايى بر من وارد آمده كه اگر بر روزهاى روشن فرود مى آمد چونان شب بى ماهتابشان مى گرداند .[١]
ب: هنگامى كه على، فاطمه را تجهيز و تكفين نمود و او را در گور نهاد، غم و اندوهى گران بر او مستولى گرديد پس رسول خدا را مخاطب ساخت و گفت: به زودى دخترت برايت باز خواهد گفت كه از دست امتت چه كشيده. از او بازپرس و شرح حال را از او جستجو كن. حاليكه از مرگ تو ديرى نگذشته و نامت فراموش نگشته بود.[٢]
همه اين ها از اين پرده بر مى دارد كه او مظلوم و ستمديده و با حق غصب گرديده، از دنيا رفت.
ج: فاطمه زهرا وصيت نمود كه شب هنگام به خاكش سپارند. راز اين وصيت چيست؟
«بلاذرى» با ذكر سلسله سند مى گويد: على، در دل شب فاطمه
[١] وفاء الوفا: ٢ / ٤٤٤
[٢] نهج البلاغه: خطبه ٢٠٢