سقيفه; زمينه ها، معيارها و پيامدها - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٥
«الاعلام» در باره وى مى گويد: دانشمند، پژوهشگر، داراى آگاهى زياد. همچنين كتاب «نهاية الارب فى فنون الادب» وى را اينگونه توصيف نموده است: «نهاية الارب» عليرغم اينكه در دوره جديد نگاشته شده اما در بردارنده اخبار مهمى است كه مؤلف آن، اخبار را از تاريخ نگاران كهن مانند «ابن رقيق» و «ابن رشيق» و «ابن شداد» و ديگران كه كتاب هاى تاريخى ايشان به دست ما نرسيده نقل كرده است .[١] «نويرى» در اين كتاب مى گويد: ابن عبدالبرّ با سند خود از زيد بن اسلم و او از پدرش روايت كرده كه:
به هنگام بيعت مردمان با ابوبكر، على و زبير نزد فاطمه آمده و پيرامون آن موضوع با وى به مشورت نشستند. عمر اين جريان را دريافت.
بدانجا رفت و گفت: اى دخت رسول خدا هيچ كس در نزد ما محبوب تر از پدرت نبود و پس از او هيچ كس محبوب تر از تو نيست. خبر يافته ام كه اين افراد در خانه تو هستند اگر اين خبر راست باشد چنين و چنان خواهم كرد. سپس از آنجا بيرون رفت. آنان نزد فاطمه آمدند. فاطمه به ايشان گفت: عمر به اينجا آمده و سوگند خورده كه اگر بار ديگر اجتماع كنيد چنين و چنان خواهد كرد و به خدا سوگند او به
[١] الاعلام: ١ / ١٦٥