سقيفه; زمينه ها، معيارها و پيامدها - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٦
را به رشته تحرير در آورده كه برخى از آنها عبارتند از :
«تأويل مختلف الحديث»، «ادب الكاتب» و كتب ديگر.[١]
نامبرده در كتاب «الامامه والسياسه» كه به «تاريخ خلفا» شهرت يافته مى گويد:
ابوبكر دريافت، كسانى كه از بيعت با او سرپيچى كرده اند نزد على اند. پس عمر را به جانب ايشان فرستاد. عمر به آنجا آمد و با فرياد، آنان را كه در خانه على بودند فرا خواند. اما كسى از خانه خارج نشد. هيزم خواست و گفت: سوگند به كسى كه جان عمر در دست اوست از خانه خارج شويد وگرنه خانه را بر سر ساكنانش آتش مى زنم.
به او گفتند: اى ابا حفص، فاطمه در اين خانه است. گفت: باشد...
تا آنجا كه مى گويد:
سپس عمر برخاست و به همراه گروهى به در خانه فاطمه آمد. در راكوبيدند، وقتى كه فاطمه صداى آنها را شنيد با صداى بلند فرياد زد:
پدر! اى رسول خدا، پس از تو از دست پسر خطاب و پسر ابوقحافه چه مى كشيم. آن گروه وقتى كه صداى گريه فاطمه را
[١] الاعلام: ٤ / ١٣٧