سقيفه; زمينه ها، معيارها و پيامدها - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٥
علماى حقوق معنى ديگرى دارد.
جامعه از نظر فلاسفه يك امر موهوم و اعتبارى است و آنچه كه واقعيت دارد تك تك افراد جامعه مى باشند.
به عنوان مثال شما اگر ده نفر را براى ضيافت دعوت كنيد ده نفر را دعوت كرديد كه اين ده نفر جامعه را تشكيل مى دهند و اين گونه نيست كه فرد يازدهمى به نام جامعه وجود داشته باشد.
اما از نظر جامعه شناسان، جامعه يك نوع واقعيتى دارد غير از واقعيت فرد فرد افراد.
بنابراين جامعه را از دو نظر فلسفى و جامعه شناسى مى شود مورد بررسى و مطالعه قرار داد كه از نظر فلسفى، جامعه واقعيت ندارد; اما از نظر جامعه شناسى، جامعه براى خودش روح، فرهنگ و آثارى غير از آثار فرد دارد.
جامعه شناسان مى گويند كسانى كه زندگى اجتماعى دارند اينها در حقيقت با يكديگر قرارداد مى بندند كه حقوق و شرايط يكديگر را رعايت كنند. به عنوان مثال اگر شما در شهرى زندگى مى كنيد كه احتياج به خيابان دارد و اتفاقاً خانه شما مزاحم خيابان باشد بايد اجازه بدهيد خانه را خراب كنند چون زندگى در ميان جامعه يك نوع اتفاق نظر بر اين است كه بايد شئون جامعه حفظ بشود زيرا همگان متعهد شده اند كه شئون جامعه را حفظ كنند و آن را عملاً