سقيفه; زمينه ها، معيارها و پيامدها - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٧
پيامبرشان به آن ها گفت: خدا طالوت را فرمانرواى شما قرار داد، گفتند: چگونه او را بر ما فرمانروايى باشد! در حالى كه ما سزاوارتر از او به فرمانروايى هستيم، دارايى چندانى به او داده نشده است. گفت خدا او را بر شما برگزيد و براى او توان علمى و بدنى قرار داده است و خدا فرمانروايى خود را به هر كه بخواهد مى دهد و قدرت خدا گسترده و او دانا است.
درست است خدا در موردى خود را «ملك» خوانده و آن را از صفات خود شمرده است، چنان كه مى فرمايد:
(هُوَ اللَّهُ الَّذِى لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ)[١].
ولى بايد توجه نمود كه پس از «الملك» كلمه «القدوس» را آورده تا به ذهن مردم خطور نكند كه خدا هم پادشاهى است مانند باقى پادشاهان. لذا با لفظ «القدوس» مى فهماند كه اين ملك غير از آن ملك ها است و اين منزه از ظلم و ستم و استبداد است.
بنابراين ما نمى توانيم بگوييم سيره حكومت در زمان غيبت به صورت ملوكيت است چون قرآن مجيد با ملوكيت سازگار نيست. مگر اين كه ملك در سطح بسيار بالايى در پارسايى باشد ولى در همين صورت نيز فاقد يك شرط اساسى است و آن مشروعيت و نمايندگى از جانب خدا است زيرا حكومت جدا از تصرف در
[١] حشر: ٢٣.