آيات مشكله قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٨ - اينك آيات مربوط به سه گروه
قدرت اكتسابى انسان را آشكار مى نمايد.
از اين جا مفاد اين آيه، و آيات ديگرى كه دستاويز گروههاى نافى توسل به ارواح مقدسه است روشن مى گردد.
اگر كسى موجودى جز خدا را در كار و فاعليت مستقل بداند، براى خود معبودي جز او تصور كرده و درجرگه مشركان قرار مى گيرد، و قرآن به انتقاد از اين اعتقاد بر مى خيزد ومى گويد: « لا يَمْلِكوُنَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنْكُمْ وَ تَحْوِيلاً» (توانا بر رفع بلا و بر گردانيدن آن نيستند) و اگر براى او چنين استقلالى قائل نشود واورا شنونده و بيننده به قدرت حق بداند واز او درخواست كند كه در حق او شفاعت كرده و دعا كند در اين حالت دو صورت وجود دارد:
١ ـ اگر او داراى چنين مقام و موقعيت نباشد در اين موقع، كار اين شخص احمقانه و ابلهانه خواهد بود نه شرك و دو بينى.
٢ ـ اگر او داراى چنين مقام و موقعيتى باشد، دعاء و درخواست او عاقلانه وبه موقع خواهد بود، درخواست اين فرد از اين دو گروه عيناً بسان درخواست كسى است كه در ميان چاه قرار گيرد، اگر از سنگهاى دور چاه استمداد كند كار عاقلانه انجام نداده است واگر از رهگذران كمك بطلبد كار بسيار صحيح وبه موقع خواهد بود.
مكتبى كه بخواهد هرنوع قدرت و توانائى اكتسابى را از تمام موجودات سلب كند، مكتبى است كه از مكتب اشعرى پيوند خورده است و اين مكتب مخالف قرآن و سنت و دلائل روشن عقلى است.
قـرآن موضوع مالكـيت نسبى واكتسـابى را باصراحت براى غيـر خـدا ثابت مى كند چنان كه مى فرمايد:
( قُلْ لا اَمْلِكُ لِنَفْسِى نَفْعاً وَ لا ضَراًّ اِلاّ ما شاءَ اللّهُ) ( اعراف، آيه ١٨٨).
با اين تصريح كه بشر با مشيت خدا قادر ومالك نفع و ضرر خود مى باشد در