آيات مشكله قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٦ - استدلال ديگر نويسنده تفسير
٣ ـ ( وَ لا يَصُدَّنَّكَ عَنْ آياتِ اللّهِ بَعْدَ اِذْ اُنْزِلَتْ اِلَيْكَ ...) (٨٧).
چنان كه ملاحظه مى فرمائيد، علاوه بر اين كه لحن كلام و سبك خطاب عوض شده، موضوع نيز قرآن و آيات الهى است در صورتى كه لحن و سبك آيات قبلى به صورت جمله هاى غيبت و به عنوان كلى بوده، و موضوع نيز غير قرآن و آيات الهى مى باشد.
علاوه بر اين هرگاه بگوئيم: كه منظور از « معاد» همان قيامت است، در اين صورت مضمون شرط و جزاكاملاً بى ارتباط خواهد بود زيرا ميان نزول قرآن و زنده كردن پيامبر در روز قيامت چه ملازمه اى مى توان يافت؟ خصوصاً كه اين حشر و نشر اختصاص به پيامبر ندارد، همان خدائى كه قرآن را فرو فرستاده ، پيامبر و غير پيامبر را زنده و محشور خواهد ساخت و اما اين كه نويسنده براى تصحيح ملازمه مى گويد: آيه در مقام تسلى است، ومنظور اين است كه در برابر ابلاغ قرآن واحكام، تو را پاداش نيك خواهيم داد بسيار بى وجه و بى گواه است و از كجاى آيه استفاده مى شود كه منظور تسلى و وعده پاداش نيك است؟
ولى هرگاه بگوئيم مقصود از « معاد» همان « بلد الرجل» است در اين صورت اين مطلب از خصائص «نبى » مى گردد، به اين معنى كه خدا به پيامبر خود وعده قطعى مى دهد كه تو را به همان شهر خود مراجعت خواهيم داد، و اينكه « معاد» را نكره آورده است، براى اين است كه روزى كه رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) قدم به مكه خواهد گذارد يك روز تاريخى توأم با يك تسلط فوق العاده خواهد بود كه عزت اسلام و شكست كفر در آن روز قطعى خواهد گرديد روى اين مناسبات « معاد» كه مكان و محل اين حوادث بزرگ بود، نكره آورده شده كه دلالت بر عظمت كند.
از همه گذشته در آيه ١٣ از همين سوره بر گرداندن موسى به مادر خود، و در آيه ٣٦ باز گشت او به وطن خود مطرح شده است روى اين ملاحظات بايد اعتراف كرد كه مقصود اين است كه همان خذايى كه موسى را به آغوش گرم مادر با زادگاه او باز گردانيد، همان خدا پيامبر را نيز به همان زادگاه برخواهد گردانيد.