آيات مشكله قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٧ - آيا آدم و حوّا خدا را نافرمانى كردند؟
اوامر و نواهى كه از طرف صاحبان امر و نهى متوجه زير دستان مى شود، بر دو قسم است:
اول : امر و نهى مولوى: منظور از آن اين است كه صاحب امر، برمنصبى كه از طرف خدا يا اجتماع به او داده شده، تكيه نمايد، امر و نهى كند وبه اصطلاح از موضع قدرت سخن بگويد واز آن نظر كه او بزرگ و فرمانده است و « مأمور» كوچك وفرمانبر است، امر و نهى صادر كند، ودر واقع چنين امر ونهى در شريعت، برمحور مولويَّت و عبوديَّت دور بزند [١].
دوم: امر و نهى ارشادى: ومقصود از آن اين است كه گويند، مقام برترى و فرماندهى خود را اگر دارا باشد ناديده گرفته و در دستورهائى كه به زير دست خود مى دهد، قيافه پند واندرز را بگيرد، و همانند افراد بى طرف و خيرخواه، دلسوز و نيك انديش، لوازم و عكس العمل كردار را گوش زد نمايد، در اين صورت امر و نهى وى برمحور ارشاد و هدايت دورمى زند.
براى روشن شدن موضوع خوب است مثالى بزنيم: طبيبى به بيمار خود دستور مى دهد كه از بعضى غذاها پرهيز نمايد و در ضمن داروئى راهم تجويز مى كند او اگر چه دستور مى دهد كه بيمار هرروز چنين وچنان كند، ولى در عين حال مخالفت بيمار با دستور و فرمان او، از نقطه نظر اين كه، مخالفت با امر طبيب است، كوچك ترين پى آمدى جز بهبود نيافتن و امتداد بيمارى يا ديگر عواقب، درخارج ندارد، نتيجه آن فقط ضررى است كه با مخالفت دستورهاى طبيب، متوجه بيمار مى شود اين ضرر خواه او فرمان بدهد وما عمل نكنيم يا اصلاً فرمان ندهد متوجه بيمار مى شود، و هيچ گونه عكس العمل خارجى ديگرى از نظر مخالفت با اوامر طبيب وجود ندارد.
[١] هرگاه در اين صورت اراده و فرمان آمر شديد باشد، آن را « وجوب» و در غير اين صورت آن را « مستحب» مى نامند و البته نهى هم به اعتبار شدت و ضعف اراده وخواست ناهى به حرمت و كراهت تقسيم مى شود.