آيات مشكله قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٤ - آيه نخست
در گذر؟ ويا گفتند پدرجان از خدا بخواه تا او از گناهان ما در گذرد.؟
آيا آمده بودند كه يعقوب از حق خود( حق الناس) در گذرد، يا اين كه آمده بودند كه از او درخواست نمايند تا وساطت كند تا خدا از گناه آنان ( حق اللّه) در گذرد؟ ظهور بلكه صريح آيه اين است كه آنها آمده بودند تا پدر را شفيع قرار دهند تا در حق آنها دعا كند، تا خداوند از حق خود ( حق اللّه) در گذرد، گواه گفتار ما لفظ « استغفر» است هرگاه نظر آنها اين بود كه پدر، از سر تقصيرات آنان در گذرد، چنين مى گفتـند:« يا اَبانا اِغْفـِرْلـَنا»: پدرجـان ما را ببخـش، و پـدر نيـز چنـين پاسـخ مى گفت:« غَفَرْتُ لَكُمْ وَ يا عَفَوْتُ عنَْكُمْ» : شما را بخشيدم، ، شما را عفو نمودم ولى چنانكه واضح است، آنان به پدر گفتند: « يا أَباناَ اَسْتَغْفِر لَنا» ; بابا براى ما طلب مغفرت كن، يعنى مغفرتى كه در دست ديگرى ( خدا) است آن را براى ما بخواه.
تصور نمى شود كه فر ق« اِغْفِرْ » با « اِسْتَغْفِرْ» براى كسى مخفى بوده باشد، بنابـراين بايـد گفت هـدف اولـى و دلالـت مطابقـى آيه به دلـل « استغفر» همان (حق الله) است ، ولى روى مناسبات و قرائن مقام، ضمنا دلالت دارد كه اى پدر، شما نيز از حق خود در گذر.
واضح تر بگوئيم: فرزندان يعقوب هم معصيت خدا را كرده و هم معصيت بنده را مرتكب شده بودند، لسان و ظهور ابتدائى آيه اين است كه پدر دعا كند كه خدا از حق خود در گذرد، ولى از آنجا كه فرزندان يعقوب از صميم دل مى خواستند كه ذمِّه آنها از هرگونه حقى برى شود ويا استجابت يعقوب طلب آمرزش را براى فرزندان خود از خدا، ملازم با اين است كه او نيز از حق خود در گذرد ( روى اين دو لحاظ) بايد گفت: معناى التزامى ومفاد ثانوى آيه اين است كه اى پدر شما هم از حق خود ( حق الناس) در گذر.
مشكل تر از همـه « شـبه تناقضـى» است كـه در عبارت نويسـنده به چشم مى خورد در ص ١٩٦ س ٩ مدعى است كه « استغفار» منحصراً ( دقت بفرمائيد)