آيات مشكله قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٢
گذشته از اين، مفسران كه سوره شورى را مكى مى دانند، خصوص اين آيه و برخى ديگر از آيات اين سوره را مدنى مى نامند.
اين ها پايه هاى چهارده گانه « روش تفسير صحيح» قرآن است كه برخى از اولويت خاصى برخوردارند هرچند مى توان، برخى از آنها را در برخى ديگر ادغام نمـود مانند آگاهى از تاريخ اسلام و قصص پيامبران كه مى توانند به گونه اى در «شأن نزول» داخل شوند، ولى ما براى روشن گوئى، هريك را جداگانه بررسى نموديم.
پاسخ به يك پرسش:
تا اين جا شرائط و پايه هاى اساسى تفسير صحيح، روشن گرديد، در اين مورد پرسشى مطرح است كه هم اكنون به پاسخ آن مى پردازيم:
مقصود از « عربى مبين» چيست؟
اگر تفسير قرآن به يك چنين مقدمات نياز دارد، پس چرا قرآن خود را چنين توصيف مى كند:
( وَ هذا لِسانٌ عَرَبِىٌّ مُبِينٌ)( نحل، آيه ١٠٣).
« قرآن به زبان عربى آشكار است».
ودرمورد ديگر مى فرمايد:
( نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأمِينُ عَلى قَلْبِكَ لِتَكوُنَ مِنَ الْمُنْذَرِينَ .بِلِسان عَرَبِىّ مُبِينً)(شعرا، آيه ١٩٥)
« روح الامين ، قرآن را بر قلب تو ( اى پيامبر) نازل كرده تا از بيم دهندگان باشيد و آن به زبان عربى روشن است».
آيا مفاد اين دو آيه و نظائر آنها اين نيست كه تفسير قرآن جز آگاهى از خود «زبان عربى» به چيزى نياز ندارد؟