آيات مشكله قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٩ - تنها حديث مخالف
اين تنها روايات شيعه نيست كه گواهى مى دهند كه راسخان در علم از تأويل متشابه آگاهند بلكه روايات اهل تسنن نيز در اين مورد با روايات شيعه هماهنگ است اينك برخى را در اين جامى آوريم:
ابن عباس مى گويد:
١ ـ « وانا ممن يعرف تأويله» من از گروهى هستم كه تأويل قرآن را مى داند.
پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) در حديثى در باره « ابن عباس» چنين دعا كرد:
٢ ـ «اَلّلهُمَّ اَعْطِ اِبْنَ عَبّاسَ الْحِكْمَةَ وَ عَلِّمْهُ التَّأْوِيلَ» : خدايا به ابن عباس حكمت بده و تأويل قرآن را به او بياموز.
٣ ـ « اَلّلهُمَّ فَقِّهْهُ فِيْ الدِّيْنِ وَ عَلِّمْهُ التَّأْوِيلَ» : خدا يا دين را به او تفهيم كن و تأويل را بياموز [١].
هرگاه تأويـل متشابه، در انحصار خـدا باشد يك چنين دعاهائى چه معنى مى تواند داشته باشد واگر مقصود تأويل قرآن باشد، تأويل متشابه نيز در آن داخل است.
هرگاه اين احاديث نيز ثابت نباشد باز مى تواند در اين مورد مفيد باشند زيرا به روشنى دلالت دارند كه علم به « تأويل متشابه» در آن روز در نظر مسلمين در انحصار خدا نبود و گرنه جاعلان اين احاديث، مطلبى را كه بر خلاف نظر يه معروف ميان مسلمانان باشد، جعل نمى كردند.
رسول گرامى مى فرمايد: « اِعْمَلوُا بِكِتابِ اللّهِ فِي مَا اشْتَبَهَ عََلَيْكُمْ فَاسْأَلوُا عَنْهُ اَهْلَ الْعِلْمِ يُخْبِرُوُنَكُمْ» [٢] به كتاب خدا عمل كنيد، آنچه بر شما مشتبه گرديد از دانشمندان بپرسيد تا شما را آگاه سازند.
[١] كنز العمال، كتاب فضائل، ج١١، ص ٧٣١ سيوطى دركتاب « الدرالمنثور» به اين بخش در روايات توجه نكرده و غالباً به پيروى از طبرى سنگينى بحث حديثى را روى عدم آگاهى «راسخان» نهاده است.
[٢] مستدرك حاكم.