آيات مشكله قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٧ - گفتار نويسنده تفسير
مطلب ديگرى كه بايد تذكر داد اين است كه اظهار نعمت مراتبى دارد گاهى به وسيله زبان و گاهى به وسيله افعال انجام مى گيرد و شخصى كه مى گويد: « اَلْحَمْدُ للّهِ عَلى ما اَنْعَمَ» مرتبه اى از شكر را انجام داده نه تمام مراتب آن را وبايد مراتب ديگر نيز دنبال او بيايد.
روشنتر بگوئيم: بحث درمعنى اين دو لفظ است و اما آيا چه مرتبه اى از شكر ما را از عذاب الهى نجات مى دهد، فعلاً مورد بحث ما نيست و البته ممكن است در پاره اى از موارد، همان سپاسگزارى زبانى كافى باشد و ممكن است علاوه بر آن اعمال ديگرى نيز بخواهد.
گفتار نويسنده تفسير:
نويسنده تفسير پس از گفتگوهاى زياد به اين مطلب منتهى مى شود كه چون گفتن « شكراً للّه» درزبان انسان را از عذاب الهى نجات نمى دهد، پس معناى «شكرتم» در آيه: ( لَئِنْ شَكَرْتُمْ لاَزِيْدَنَّكُمْ) به معناى «عبدتم» است و مقصود از «كفرتم» مراعات نكردن اوامر الهى است.
پاسخ:
تصور نمى رود كه مفسرى ادعاكند، كه درهمه جاى قرآن « شكر» به معنى عبادت است زيرا آيات خود قرآن درمواردى برخلاف آن تصريح مى نمايد:
١ ـ ( فَابْتَغوُا عِنْدَ اللّهِ الرِّزْقَ وَ اعْبُدوُهُ وَ اشْكُروُا لَهُ) (عنكبوت، آيه ١٧).
«نزد خدا روزى بطلبيد آن را بپرستيد، و شكر نعمت اورا به جا آوريد».
هرگاه « شكر» و « عبادت» از نظر مفهوم يكى بودند و داعى بر آوردن جمله «واشكروا» پس از « واعبدوا» نبود و هرگز جا ندارد كه تصور كنيم كه مقصود از دومى تأكيد است زيرا تأكيد برخلاف ظاهر آيه است.
٢ ـ ( بَلِ اللّهُ فَاعْبُدْ وَ كُنْ مِنَ الشّاكِرِينَ) (زمر، آيه ٦٦).