آيات مشكله قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١٥ - مطلب بيست و چهارم
درمصداق هست چنانكه انسان و جسم با اختلاف درمفهوم، اتحاد مصداقى دارند و حمل يكى بر ديگرى، حمل شايع صناعى است، نه اولى [١].
گذشته از اين، آيا از « نِسَب اربع» [٢] ميان اين دو مفهوم، تساوى و تلازم در صدق است يا نه.
فرهنگ هاى عربى مشكل نخست را بر طرف مى كنند و آشكارا مى رسانند كه اين دو لفظ از نظر مفهوم دو مفهوم متغاير و متمايز مى باشند لغت مى گويد «عبادت» كه فعل ماضى آن « عبد» است، به معناى پرستش است و شكر به معناى اظهار نعمت است در مقابل كفر كه آن كتمان و پوشاندن آن است [٣].
گواه ما براين كه، شكر در لغت و قرآن به معناى « شناخت و اظهار نعمت» در برابر كفر كه به عين پنهان كردن آن است، علاوه بر تصريح اهل لغت[٤] خود آيات قرآن است كه غالباً، شكر را در برابر كفر قرار داده است چنان كه در آيه مورد بحث چنين است، و نيز در آيه ٧ از سوره ابراهيم مى فرمايد:
( وَ اِذْ قالَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لاَزِيْدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ اِنَّ عَذابِي لَشَدِيْدٌ).
[١] حمل بر دو قسم است : ١ ـ حمل اولى ذاتى، ٢ ـ شايع صناعى. حمل اولى ذاتى آن است كه بين موضوع و محمول اتحاد مفهومى باشد و حمل شايع آن است كه ميان آنها اتحاد وجودى باشد و البته حمل شايع هم باز دو نوع است، حمل مواطاة و حمل اشتقاق... براى مزيد توضيح به كتب « منطق» رجوع شود.
[٢] نِسَبِ اربع : ميان دو مفهوم كلى، از نظر صدق بر موردى بايد نسبتى وجود داشته باشد واين نسبت را به چهارنوع تقسيم كرده اند: تباين كلى، تساوى كلى، عموم و خصوص مطلق، عموم و خصوص من وجه.
[٣] وبه كافر و برزگر نيز از آن نـظر كافر مى گويند كه اولى حق را تحت حجاب جهل و عصبيت مى پوشاند و دومى دانه هارا زير خاك ها پنهان مى سازد چنانكه قرآن مى فرمايد « كمثل غيث اعجب الكفار نباته» مانند بارانى كه گياه آن كشاورزان را به تعجب در مى آورد.
[٤] دركتب لغـت آمـده است « الشـكر عرفـان الإحسان و نشره» رجوع شود به « اقرب الموارد» ج١، ط جديد، ص ٦٠٥ وقاموس و ...