آيات مشكله قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٠ - عصمت پيامبران پيش از بعثت
ترا پيشواى مردم قرار مى دهم، گفت از فرزندان من، نيز پيشوايانى قرار بده خدا فرمود: پيمان و عهد من ستمكاران را نمى رسد».
مقصود از « امامت» يا نبوت است چنان كه برخى تصور كرده اند، ويا مقام معنوى ديگرى است كه غير از منصب «نبوت» و « رسالت» است و نتيجه منصب «نبوت» خبرگزارى از ناحيه خدا است، و لازمه « رسالت» تبليغ و رساندن احكام است، ولى معنى امامت[١] پيشوائى براى مردم اين است كه گفتار و كردار آنان الگو بوده و مردم كارهاى خود را با افعال واقوال آنها تطبيق نمايند.
برخى از اساتيد، نظر اخير را تأييد مى كنند زيرا وقتى نويد منصب « امامت» به ابراهيم داده شده او در آن روز « نبى» مسلم بود زيرا صريح آيه اين است كه او در روز نويد، داراى ذريه بوده، در صورتى كه ابراهيم پيش از آنكه داراى فرزند بشود منصب نبوت و رسالت را دارا بود.
درهرحال: خواه مقصود « نبوت» باشد، خواه منصب ديگر اين آيه، گواه محكمى است براين كه صاحبان اين منصب بايد از آغاز عمر تا پايان آن معصوم و برى از گناه باشند، اينك بيان دلالت آيه:
فرزندانى كه ابراهيم (عليه السلام) براى آنها، اين مقام را درخواست نمود و جواب منفى شنيد از چهار دسته تجاوز نمى كنند:
اول: كسانى كه در سراسر عمر خود كوچكترين ستم و كارخلافى انجام نداده اند.
دوم : كسانى كه طومار زندگى آنان را سراسر كارهاى ناشايست تشكيل داده است.
سوم: در آغاز عمر ستمگر ولى درموقع پيشوائى راه توبه را پيش گرفته و از بيراهه به راه بر گشته اند.
چهارم: عكس صورت سوم، يعنى: در آغاز عمر نيكوكار و پاكدامن، ولى
[١] يكى از ابعاد امامت « اسوه» و « الگو» بودن است نه تمام ابعاد آن، بلكه براى آن ابعاد ديگر نيز هست وتفصيل آن را در جلد پنجم مفاهيم القرآن مطالعه فرمائيد.