آيات مشكله قرآن - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠١ - امر مولوى و امر ارشادى
خاصان درگاه الهى مى تواند، وسيله اى براى آمرزش آن باشد.
شما فرض كنيد اين آيات راجع به حق الناس است و ضمنا فرض نمائيد مردى نسبت به رسول خدا ستم كرده و پيامبر اورا نمى شناسد، آيا بايد به عقيده شما پيش پيامبر برود، و اقرار و اعتراف نمايد؟ آيا در چنين صورت آبرو و حجب و حجاب از بين نمى رود، بلكه در اين صورت بدتر از اولى مى شود.
وباز مى نويسد؟ رسول خدا كارهاى واجب تر و وظايف بزرگترى برعهده دارد.
ولى بايد توجه نمود كه اين كار يكى از وظايف حتمى رسول خدا نيست به گونه اى كه بايد كارهاى ديگرش را ترك كند و به اين امور بپردازد بسيار روشن و بديهى است كه اگر رسول خدا، كار واجب ترى داشته باشد هرگز لزومى ندارد كه آن را ترك و به اين امور رسيدگى كند.
ما مى بينيم كه خدا به رسول خود دستور مى دهد كه در باره كسانى كه از آنها زكات مى گيرد دعاء كند آيا با تصريح آيه زير به اين مطلب مى توان گفت كه دعاء كردن رسول خدا در حق هر پير و برنا كه زكات مى دهند سبب مى شود كه وقت عزيز او گرفته شود [١] وبه كارهاى ديگر نرسد يا اينكه خدا كه بيشتر به وظائف پيامبر آگاه است، وى را موظف مى نمايد كه براى آنان طلب مغفرت كند اينك آيه:
( خُْذْ مِنْ اَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيْهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ اِنَّ صَلوتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ)
( سوره توبه، آيه ١٠٣)
« از اموال آنها زكات بگير و پاكشان كن و در باره آنها دعا كن كه دعاى تو مايه آرامش است و خدا شنوا و دانا است ».
[١] شواهد تاريخى زيادى داريم كه عده اى از بزرگان مثل «ماعز بن مالك » و... پيش رسول الله آمده واقرار به گناه كرده اند تا در حق آنها حد جارى شود و در آن وقت هيچ بحثى از ريخته شدن آبرو و تلف شدن وقت رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم)نبوده است .