اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٧٧٥ - داریوش همایون
دارد در آینده مقامات کلیدی و رهبری ایران را در دست بگیرند، از صنعتی پرسیدم آیا هیچ کدام از آنها را
سراغ دارد که دیوانسالار (بوروکرات) نباشند. او این اسامی را به من معرفی کرد: خیامی، که ریاست یک
کارخانه اتوبوس سازی را به عهده دارد. وی که ابتدا راننده اتوبوس بوده، تاجر بسیار موفق و زرنگی است،
ولی به امور عام المنفعه علاقه بسیاری دارد. مهاجر، که کتاب وی درباره صحاری ایران برنده جایزه
یونسکو شده است و به نظر با سرعت مدارج ترقی را طی می کند. صنعتی مرا به یک خلاصه مفید و مختصر
بیوگرافیک در پایان کتاب نامبرده ارجاع داد. دکتر اسلامی، که نمایشنامه اخیرش در رابطه با رسوائی
پروفومو به چندین زبان خارجی ترجمه شده است. انوار، یک هنرمند نویسنده و فیلمساز دیگر است که
شخصیت بسیار جذاب، برش و تخیل خوبی دارد. آن گاه صنعتی سه دیوانسالار را به لیست ما اضافه کرد:
راسخ از سازمان برنامه، صدوقی از شورای عالی اجرایی که آینده ای روشن از نظر صنعتی داشته و زبان
انگلیسی را بخوبی صحبت می کند، هر چند هیچ گاه در خارج نبوده است، و منوچهر تسلیمی از وزارت
آموزش و پرورش که سالها مسئول تربیت معلم بوده به و گفته صنعتی در پشت پرده از نفوذ بسیاری
برخوردار است.(معلم ها عملاً در سال ١٩٦١ باعث سقوط دولت شریف امامی شدند).بخش سیاسی: هرتز
همایون، داریوش ٤
١٥ اکتبر ١٩٦٥ ٢٣/٧/٤٤خیلی محرمانه
عالیجناب مارتین اف. هرتز، رایزن سیاسی سفارت آمریکا، تهران
مارتین عزیز:
همین الآن نامه ات درباره داریوش همایون را دریافت کردم. او دست به بازی خطرناکی زده است. ولی
تابحال توانسته است با دقت و ظرافت خود را نگه دارد. نمی دانم علم چه در سر دارد. جو هاتفی، رئیس
(دانشگاه) پهلوی استعفا داده است
شاید علم می خواهد داریوش جای او را بگیرد، داریوش بنحو غریبی، فکر می کنم بی رحمانه، صادق
است. بیشتر از تمام ایرانیهایی که می شناسم، او می تواند خود را از مشاغل و تعهدات قبلی اش به راحتی
جدا کند. وی به راحتی و خونسردی دلیل خواهد آورد که مشاغل قبلی اش اینک ارزشی ندارند. او خود را
«حاجی بابا» می خواند و حق هم دارد. بعضی از دوستانش او را فرصت طلب، بی اعتقاد و غیرقابل اعتماد
می دانند. مثلاً حسین (مهدوی م) و سیروس (غنی م) چنین فکر می کنند، ولی به دلایلی کاملاً متفاوت،
سیروس حاجی بابائیسم داریوش را در رابطه با «طبقه» او می داند، (موضع سیروس، درباره داریوش
خیلی پیچیده است، ولی فکر می کنم علت اصلی همان باشد)؛ حسین هم که خود عمیقا به اصول بسیار
محکم و محصول تجربیات دردناکش معتقد است. همان طور که می دانید داریوش یک دوست بسیار
نزدیک است. من او را رفیقی قابل تحسین، فکری فعال و از لحاظ اطلاعات سیاسی، سرچشمه
پایان ناپذیری از اطلاعات یافته ام، تنها چیزی که لازم است، طرح سؤالاتی درست می باشد.
سمینار هاروارد از نظر من سه رساله خوب ارائه داد، که بهترین آنها را یک روس بنام علی اف تهیه کرده
بود. آن تحلیلی استادانه از تفکر جدید ایرانی بود که بصورت انتقادی ادیبانه ارائه شده بود. رساله حسین
طوری طراحی شده بود که دو موضوع را برساند: ابتدا، بحث درباره اصلاحات ارضی از دیدگاهی
ملی گرایانه، و دوّم نمایش توانائیهای سیاسی او. وی در هر دو موضوع موفق بود. دومی در برخورد