اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٤٨٤ - محمد درخشش
پیروانش عقیده دارند که می توانند این جو آزادتر را با تداوم سازماندهی و هدایت فعالیت های غیر خشن
سیاسی، بوجود آورند.
او تأکید کرد که نشریه و اعلامیه های متعدد ضد رژیم دیگری در حال تهیه و تعدادی آماده چاپ و
توزیع هستند. به هر حال، باتوجه به نزدیکی تعطیلات نوروز، او تصمیم گرفته است هرگونه حملات تبلیغی
را تا بعد از تعطیلات متوقف سازد. او احساس می کند شروع یک مبارزه جدی قبل از تعطیلات، که کلیه
فعالیت ها عملاً تعطیل و متوقف می شوند و مردم به چگونگی لذت بردن از بهار می اندیشند، احمقانه
خواهد بود.
درخشش از این که نتوانسته است خطوط کلی سازمانش را، همان گونه که چندین هفته قبل قول داده
بود، به صورت قابل درک برای من تهیه و ارائه نماید، معذرت خواست. او خیلی گرفتار بوده است. او گفت
تا دو هفته دیگر با من تماس خواهد گرفت و اطلاعات لازم را به من خواهد داد.
٣ حمله به محمد پورسرتیپ
درخشش به طور خلاصه اظهار داشت که پورسرتیپ مرد شریف و خوبی بود، ولی او (درخشش) هیچ
اطلاعی از دلیل حمله به وی نداشت. او اضافه نمود که این ممکن است به دلایل «سیاسی» یا «شخصی»
باشد، ولی احساس می کند که توجیه قابل قبولی نمی تواند ارائه نماید.
در حال ترک وی، تذکر دادم که به نظر می رسد او از سلامتی کامل برخوردار است (او برای چند
هفته ای دچار ویروس عفونی شده بود)، وی پاسخ داد که همواره وقتی فعالانه درگیر مبارزه است،
احساس سلامتی کامل می کند.
درخشش، محمد ٢١
خیلی محرمانه
زمان: ١٨ مارس ١٩٦٤ ٢٧/١٢/٤٢ مکان: منزل آقای راسیاس
صورت مذاکرات شرکت کنندگان: محمد درخشش، وزیر فرهنگ سابق چارلز ان. راسیاس، دبیر دوم
سفارت
صبح روز دوشنبه، ١٦ مارس، درخشش در اداره به من تلفن کرد و گفت که مایل است برای تبریک
سال نو، قبل از رفتن به تعطیلات عید نوروز، مرا ملاقات نماید. به علت این که دوشنبه و سه شنبه برای تمام
مدت عصر و شب ملاقات های دیگری داشتم، با او قرار گذاشتم که روز چهارشنبه ساعت ١٩ به دیدنم
بیاید.
در خلال مذاکراتمان یک ساعت و نیم به طول انجامید، او نکات زیر را اظهار نمود:
١ تعطیلات او در لبنان و عراق: او مرا با این حرف متعجب نمود که فردا صبح برای یک تعطیلات دو
هفته ای به بیروت می رود و در سر راه خود چند روزی در بغداد خواهد ماند. او گفت که به تعطیلات نیازی
ندارد و چندان علاقه ای نیز به ترک کشور ندارد، ولی همسر وی به قدری مضطرب و خسته شده است که
اصرار دارد حتما باید به خارج برود. او گفت که می خواهد با همسر و دو دخترش تا لبنان رانندگی کنند. او