اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٧٢٨ - احمد میرفندرسکی
منبع در وزارت خارجه، به روانی روسی صحبت می کند.
١ ایران و کنفرانس کشورهای «غیر متعهد»:
بنا به گفته میرفندرسکی، در جریان مذاکرات آرام با یوگسلاوها در بلگراد در دسامبر، وزیرخارجه
یوگسلاوی، پوپوویچ مسئله کنفرانس کشورهای غیرمتعهد را مطرح نمود و اظهار علاقه زیادی با شرکت
ایران در آن نمود. میرفندرسکی اظهار داشت که علاوه بر تیتو رهبرانی نظیر، ناصر، نهرو، نکرومه به چنین
کنفرانس علاقه مند بودند. (این مشخص نشد که این اظهار براساس اطلاعات خودش بوده یا منبع آن
مقامات یوگسلاوی بودند.)
میرفندرسکی گفت که موضع ایران در مورد چنین کنفرانسی توسط یوگسلاوها بشرح زیر مشخص
شده بود: ایران به عنوان یک کشور آسیایی غیر وابسته (مستقل) البته علاقمند به شرکت در کلیه
گردهمائیهای بین المللی است که سعی در کشف راه ها و مسائل از بین بردن تشنج های جهانی و تشویق
همزیستی مسالمت آمیز داشته باشد. به هر حال، ایران در کنفرانسی تحت عنوان «غیر متعهد» یا دیگر
عناوینی که چنین مفاهیمی در بردارند، به علت تعهد شناخته شده آن، شرکت نخواهند کرد، ولی می تواند
در کنفرانسی که به این نام شناخته شده نباشد، شرکت نماید. برای مثال، ایران در اولین کنفرانس باندونگ
شرکت نمود، در حالی که عضو سنتو بود، و هم اکنون نیز هست. ایران مایل به شرکت در کنفرانس دیگر
باندونگ یا هر کنفرانس بین المللی دیگری نیز که سعی در تسریع همزیستی مسالمت آمیز داشته باشد و
به گونه ای برنامه ریزی شده باشد که به اهداف دیگر سیاست خارجی ایران لطمه وارد نسازد، هست.
٢ یوگسلاوها نه کمونیست ها:
میرفندرسکی از پیشرفت های یوگسلاوی در مقایسه با آنچه او می گفت در یک بازدید کوتاه در ١٩٦١
به عنوان توریست در آنجا دیده بود، بسیار تحت تأثیر قرار گرفته بود. او احساس می کرد که مردم از
پیشرفت کشورشان راضی و خشنود هستند. میرفندرسکی معتقد است که رژیم یوگسلاوی کمونیستی
نیست، زیرا آنها مستقل هستند و به مسکو وابستگی ندارند. برای میرفندرسکی، شخص یا گروهی
کمونیست است که عهد تبعیت و وفاداری خود را با مسکو یا پکن بسته باشد.
٣ قتل پرزیدنت کندی :
آقای میرفندرسکی در واقع بیشترین زمان مذاکرات ما را با یک کنفرانس یک جانبه در مورد مرگ
تأسف بار پرزیدنت کندی گذراند. او بالاخص تأکید داشت که شوک ناشی از قتل پرزیدنت کندی در
ایالات متحده نه تنها در ایران، بلکه در یوگسلاوی نیز خیلی شدید بود. قتل اسوالد نیز بسیاری از مردم را
که او دیده و با آنها صحبت کرده است در ایران و یوگسلاوی، قانع کرد که قتل آخرین رئیس جمهور ایالات
متحده نتیجه یک کودتای برنامه ریزی شده موفق از سوی «دست راستی های» ایالات متحده بود. سعی من
در نشان دادن این که کلیه شواهد و قرائن حاکی از آن هستند که هم اسوالد و هم رابی به تنهایی عمل
کرده اند و به نظر می رسد که هر دو نفر در زمان ارتکاب جنایت تحت فشار عصبی شدید، اگر نه تنش های
روانی بوده اند بی نتیجه بود. میرفندرسکی همچنین قانع نشد که از بازپرسی ها و تحقیقات سطح بالایی که